عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
137
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
روايت شعر جز به رفع « فعولان » نيست ، و ذو الرمة در خبرى كه از وى نقل شده « 9 » قول كسى راى كه با قرائت رفع مخالفت ورزيده ردّ كرده است . و شاعر ديگرى كه در جست و جوى روزى ، به اميدوارى به خداى - تعالى - بسنده كرده ، و از سرعت فرمان و حسن تقدير خدا خبر داده ، گفته است : [ از بحر بسيط ] 296 لا تضرعنّ لمخلوق على طمع * فانّ ذاك مضرّ منك بالدين 297 و استرزق اللّه ممّا فى خزائنه فانّ ذلك بين الكاف و النّون تشبيه ديگرى در اين سوره : ( بيان ) گفتار خداى - عزّ و جلّ - : وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ « 10 » . « الانكاث » : و آن به معناى « انقاض ( : رسنهاى تاب باز شده ) » و مفرد آن نكث است ؛ و هر چيزى كه تابيده شده ، و تاب آن باز شده چه طناب باشد و چه نخ ، آن چيز ، انكاث است ، گفته مىشود : « نكث فلان الحبل ( : فلانى تاب طناب را باز كرد ) ، ينكثه نكثا ( : باز مىكند آن را بازكردنى ) » و هرگاه رشتههاى طناب باز شود ،
--> ( 9 ) - در الاغانى ، ج 16 ، ص 243 آمده است : « ابو الحسن اسدى ، از قول عبّاس بن ميمون به من خبر داد ؛ گفت : ابو عثمان المازنى ، از قول اصمعى ، از قول عنبسة النّحوى برايم نقل كرد ؛ گفت : « به ذو الرّمة گفتم - در حالى كه از او شنيدم مىخواند و مىگفت : و عينان قال اللّه كونا فكانتا * فعولين بالألباب ما تفعل الخمر - گفت : به او گفتم : چرا نگفتى : فعولان ؟ ، گفت : « اگر مىگفتم : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه أكبر » براى تو بهتر بود ، [ يعنى ] تو قدر را در نظر گرفتى ؛ و ذو الرّمّة « كونا فعولين ( : باشيد انجامدهنده ) » و عنبسه « عينان فعولان » را اراده كرده است . [ كلمه داخل قلاب ترجمه « أى » مىباشد كه از الاغانى ، ج 17 ، ص 334 افزوده شد . - م . ] ( 10 ) - سورة النحل ( 14 ) آيهء 92 .